حسین رحیمی

اعتیاد چیست ؟ اعتیاد خاموش چیست ؟ نگاهی به جنبه های مختلف اعتیاد و انواع آن

وقتی واژه اعتیاد رو میشنوید، فوراً یاد مواد مخدر و استعمال دخانیات میوفتید؛ ولی اعتیاد جنبه ها و شکل های مختلفی داره که به اندازه اعتیاد به مواد مخدر مضر هستند.
تعریف اعتیاد : وقتی وابستگی به حدی میرسد که نمیشه به راحتی از اون دل کند و با مصرف نکردن آن شخص دچار مشکلات روحی و روانی میشه، میشه این رفتار را اعتیاد تلقی کرد که باعث فساد میشه. خود فساد به معنی افراط در مصرف چیزی و انجام کاری هستش؛ اما اعتیاد روح و روان شخص را هم درگیر میکنه و به همین جهت شخص حتی اگر کار خودش رو فساد بدونه، اما به راحتی نمیتونه از آن کار دست بکشه.

اعتیاد خاموش :

اعتیاد انواع مختلفی داره. نمیتوان همه چیز را اعتیاد در نظر گرفت و یا همه انواع اعتیاد را ثابت کرد. اما چیزی که من در جامعه امروز میبینم میتونه نشونه های بزرگی از اعتیاد باشه که از چشم مردم دنیا دور مونده.

۱٫ اعتیاد به شبکه های اجتماعی :

ظاهراً شبکه های اجتماعی و گوشی های همراه میتونه آدم ها رو به هم نزدیک تر کنه ، اما در باطن روانشناسان و برنامه نویسان شبکه های اجتماعی با الگویی که خودمون به این شبکه های اجتماعی میدیم ، اشخاص و مطالبی رو به ما پیشنهاد میدن که برای ما در اون لحظه لذتبخش هستش و ما رو ساعت ها درگیر مرور این مطالب میکنه. خود این شبکه های اجتماعی به مرور تبدیل به عادت های روزمره و در نهایت اعتیاد میشه که شاید ما زیاد جدی نگیریم اما واقعاً باعث میشه زندگیمون به هم بریزه. بدتر این که کسی چنین اعتیادی رو باور نداره و نمیشه به کسی کاملاً ثابت کرد که این رفتار هم نوعی اعتیاد هستش ، مگر این که اون شخص اونقدر منطقی باشه که بشه بهش نشانه های اعتیاد خاموش رو توضیح داد.
علاوه بر همه این ها، در شبکه های اجتماعی مطالبی نمایش داده میشه که موجب افسردگی هم میشه ؛ مثل زندگی اسلایسی که باعث ایجاد حسرت کاذب میشه ، ایجاد درگیری های لفظی که ممکنه در کامنت ها و پیج ها اتفاق بیوفته. به همین دلیل بهتره شبکه های اجتماعی رو تا حد ممکن محدود کنید. مگر این که از این شبکه های اجتماعی برای کسب درآمد استفاده میکنید که بحث جدایی داره.

۲٫ اعتیاد به بازی های رایانه ای :

وقتی شخصی بیشتر وقت خود را در روز به بازی های رایانه ای میپردازه و به جنبه های دیگر زندگی توجهی نداره، او عملاً به یک معتاد تبدیل شده. که اگر بازیش رو ازش بگیرید، رفتار پرخاشگرانه از خودش بروز میده که بسیار به معتادان مواد مخدر شباهت داره. اما چون در جامعه این نوع اعتیاد ثابت نشده و کسی نمیتونه در موردش نظر بده، شخص معتاد با چهره ای حق به جانب مدعی میشه که توی زندگیش دخالت شده و آرامشش گرفته شده.

۳٫ اعتیاد به یک عقیده و باور :

شاید باورتون نشه که عقیده و باور هم میتونه اعتیاد آور باشه. وقتی عده ای به باور های غلط خودشون پافشاری میکنن و میخوان بقیه رو هم شبیه به خودشون کنن، میشه گفت که این اشخاص هم دچار اعتیاد روانی شدن. گاهی اگر جلوی اعتیادشون گرفته نشه و بتونن به حد کافی پیش برن و بقیه رو شستشوی مغزی بدن، ممکنه یک باور و عقیده غلط رو حتی تبدیل به یک ایدئولوژی کنن و همونطور که در تاریخ موجود هست، ممکنه از این باور غلط یک نوع حکومت دیکتاتوری بسازن که در نهایت منجر به بیماری های روانی در بخش زیادی از جامعه میشه و در نهایت باعث سقوط و تلفات جانی و مالی زیادی میشه. به علاوه اشخاصی که چنین اعتیادی رو تجربه میکنن مثل معتادین مواد مخدر حاظر نیستن از نوع نگرش و باور و عقیده غلط خودشون دست بکشن و به این عقیده غلط وابستگی روانی شدید پیدا کردن و اگر در گفتگو با این اشخاص باشید، هر نوع رد کردن این عقیده منجر به پرخاشگری از سمت این اشخاص میشه؛ دقیقاً حالتی که برای معتادان به مواد مخدر وجود داره.
در جنبه های شخصی این اعتیاد میشه به اعتقاد بی پایه و اساس به موفقیت یک کار هم اشاره داشت. درسته که انسان از شکست ها درس میگیره ولی باید در نظر داشت که ممکنه یک کار خاص قرار نیست برای اون شخص جواب بده و شخص نباید با پافشاری کردن روی اون کار زمان و انرژی رو تلف کنه.

۴٫ اعتیاد به عشق :

اعتیاد به عشق یعنی وقتی عاشق شخص اشتباهی میشید که هم بی دلیل دوستش دارید و هم باعث آزار هم میشید. این اعتیاد اگر از سمت دو طرف باشه، موجب فساد گسترده میشه ، تا جایی که ممکنه افراد بیشتر سال های عمرشون تلف بشه چون فقط حس میکنن که نمیتونن از هم دور باشن. حالا اگر یک طرف این رابطه یکی تصمیم به جدایی بگیره، در واقع به طرف مقابل خودش هم لطف کرده ، چون از این چرخه معیوب درمیان و جدا میشن. در غیر این صورت دائماً با هم در ستیز هستن و دائماً چون توهم عاشقی دارن، فکر میکنن که مجبور هستن به هم متعهد باشن و با هم بمونن. در صورتی که جدایی میتونه این چرخه باطل رو بشکنه و به نفع هر دو طف هستش. فقط در یک صورت باید این وضعیت رو تحمل کنن و اونم زمانی هست که دو طرف بچه دارن؛ زمانی که پای بچه وسط کشیده میشه ، جدایی اشتباه هستش. بچه ها بیشترین آسیب رو از جدایی میبینن و اعتیاد برای بچه ها حتمی میشه ، حتی اگر اون اعتیاد به مواد مخدر نباشه.

۵٫ اعتیاد به کسب و کار :

شاید این اعتیاد اصلاً به نظر نرسه و هیچکس کسب و کار رو اعتیاد ندونه ، ولی وقتی شخصی بیش از حد وارد کسب و کار میشه و وقت گذاشتن با خانواده رو فراموش میکنه ، در نهایت نتیجه اش میشه دوری اعضای خانواده از شخص ؛ یعنی حتی ممکنه خانم خونه هم از نظر عاطفی کم کم از آقا دور بشه و احتمال این که نیاز های عاطفی و جنسیش رو با یک آقای دیگه رفع کنه زیاد میشه و در نتیجه خیانت و جدایی به وجود میاد و میتونه یک خانواده رو از هم بپاشه.
حالا اصلاً مهم نیست که آقای خونه چقدر ثروتمند هست. وقتی برای خانم خانه وقت نمیزاره، نمیتونه انتظار داشته باشه که خانم خونه هم بهش متأهد باشه. در واقع پر تلاش بودن و مثل ربات کار کردن یک مرد، همیشه نشانه خوب بودن این رفتار نیست. گاهی حتی میتونه نشانه طمع اون مرد هم باشه.

۶٫ اعتیاد به داروهای شیمیایی :

دارو های شیمیایی شاید در ظاهر درمانگر باشن، ولی در باطن میتونن اعتیاد آور باشن. برای مثال در ذهن مردم جا افتاده که تا سرماخوردیم سریع قرص سرماخوردگی بخوریم و بعدش نمدونیم حساسیت های جدید از کجا ظاهر میشه.
مخصوصاً دارو های اعصاب و روان ممکنه اعتیاد آور باشه و منجر به وابستگی شخص به این دارو ها بشه، چون شخص آرامش خودش رو در گروء این دارو ها میبینه و نمیتونه به راحتی ازش دل بکنه. یا این که نوعی داروی شیمیایی منجر به اختلال در بخش های دیگه ای از بدن میشه که همین باعث بروز بیماری های جدید میشه.
راه حل این نوع اعتیاد، پیشگیری هستش و این که شخص بتونه از طب سنتی به جای طب پزشکی مدرن استفاده کنه. خوشبختانه برای بیشتر مشکلات پزشکی درمان گیاهی هست و میشه به راحتی درمان گیاهی رو جایگزین کرد.

حرف آخر :

متأسفانه بیشتر اعتیاد ها رو سازمان های ماقیایی چند ملیتی به وجود میارن تا از اون ها کسب درآمد کنن. همه چیز بر پایه اقتصاد و پول میچرخه و ثروتمندان جهان مردم دنیا رو به چشم منابع مالی میبینن و هیچ ارزشی برای انسان ها قائل نیستن.
چند مثال ساده رو برای شما میزنم.
اگر داروی گیاهی جایگزین داروی شیمایی بشه و اگر بیماری ها کم بشه دیگه سازمان های پزشکی قادر به درآمد و سود نیستن و این به ضرر اونهاست. یا شرکت های اسلحه سازی که با کمک سرویس های اطلاعاتی گروهک های تروریستی ایجاد میکنن تا در مناطق دارای منابع جنگ ایجاد کنن و به کشور های در حال جنگ اسلحه بفروشن.
شرکت های بازی سازی هم شاید به ظاهر کارشون ایجاد سرگرمی باشه ولی بازی ها به گونه ای طراحی میشن که بازیکن رو ساعت ها درگیر یک بازی میکنن و با فروش اشتراک و امتیاز های بی ارزش ، منابع مالی با ارزش رو از بازیکن ها میگیرن و میلیارد ها دلار پول منتقل میشه.
یکی از راه های پیشگیری از اعتیاد اینه که در مورد اعتیاد و به خصوص اعتیاد های خاموش اطلاع رسانی و فرهنگسازی بشه.
پس اگر شما هم دوست دارید این در این مورد اطلاع رسانی کنید، این مقاله رو با دوستان خودتون به اشتراک بزارید.

پاسخی بنویسید

ارتباط با من در واتس اپ
ارسال به واتس اپ