حسین رحیمی
معرفی و خلاصه کتاب کیمیاگر اثر پائولو کوئیلو

کیمیاگر ، کتابی پر از رمز و راز – ارتباط با روح جهان و روش گفتگو با کائنات

هر شخصی میتونه کیمیاگر باشه و با دنبال کردن سرنوشت خودش، گنج خودش رو پیدا کنه. کافیه چیزی رو از ته دل بخوای تا همه دنیا دست به دست هم بدن تا تو به خواسته ات برسی. کافیه نشانه ها رو دنبال کنی. نشانه ها زبان جهان هستن. شاید یادتون باشه که وقتی کوچیک بودیم یه بازی بود که یک نفر یه چیزی رو قایم میکرد و نفر دوم باید اون چیز رو پیدا میکرد؛ وقتی نفر دوم دنبال اون چیز میگشت، نفر اول با دست زدن های پشت سر هم نشون میداد که نفر دوم داره به اون چیز نزدیک میشه و وقتی نفر اول دست زدن رو کم میکنه یعنی نفر دوم داره از اون چیزی که پنهان شده، دور میشه. جهان اطراف ما هم روح داره و با نشانه با ما ارتباط برقرار میکنه. باید به زبان جهان گوش بدیم تا ما رو به گنج برسونه.

معرفی کتاب کیمیاگر

کتاب کیمیاگر اثر نویسنده مشهور برزیلی پائولو کوئلیو هستش. این اثر آنقدر شیوا و با احساس نوشته شده که در بیش از ۱۵۰ کشور جهان و در ۵۰ میلیون نسخه فروش رفته و این خودش نشون از توجه و ارزش این کتاب بوده.
این رمان کوتاه به اندازه رمان شازده کوچولو پر معنا و پر مغز بود. از اون دسته اثر ها هستش که ارزش محتوایی بسیار بالایی داشت.

کتاب کیمیاگر اثر نویسنده مشهور برزیلی پائولو کوئلیو هستش. این اثر آنقدر شیوا و با احساس نوشته شده که در بیش از 150 کشور جهان و در 50 میلیون نسخه فروش رفته و این خودش نشون از توجه و ارزش این کتاب بوده.

با زبان جهان آشنا بشید

رمان کیمیاگر در عین داستان وار بودن، به شما یاد میده که چطور ندای جهان رو بشنوید و نشانه ها رو درک کنید. در حقیقت نشانه ها، زبان گفتگوی جهان هستند. این ما هستیم که باید به این نشانه ها اهمیت بدیم و آنها رو تشخیص دهیم. اگر واقعاً مایل به کشف این نشانه ها باشید، هنگام دیدن نشانه ها، قلب شما تلنگری به شما میزنه که این یک نشانه هستش. پس درک میکنید که باید به اون نشونه و یا ندا گوش کنید. چند مثال میزنم براتون. گاهی شما مشکلی دارید و در فکر فرو رفتید که چطور باید اون مشکل رو حل کنید؛ سوار تاکسی میشید و راننده تاکسی شروع میکنه به صحبت کردن؛ اولش توی دلتون میگید اینم وقت گیر آورده تو این موقع؛ بعدش لا به لای حرفاش جمله ای رو میگه که دقیقاً به مشکل شما مربوط میشه و راه حل تازه ای رو به شما میده. اگر بتونید این جمله رو تشخیص بدین در واقع ندای جهان رو تشخیص دادین. مثال دیگه میتونه دیدن یک صحنه از یک فیلم باشه که ممکنه به زندگی شما هم مربوط بشه و یک جرقه در ذهن شما ایجاد کنه و پاسخ افکار شما باشه. شاید باورتون نشه ولی جهان هر روز با این نشانه ها با انسان ها ارتباط برقرار میکنه و این ما هستیم که بیشتر وقت ها قادر به درک این نداها نیستیم.
با خوندن این کتاب یاد میگیرید که چطور به این نشانه ها رو درک کنید.

خلاصه داستان کیمیاگر

داستان در مورد یک پسر چوپان هستش که به خاطر علاقه اش به سفر کردن، شغل چوپانی رو انتخاب میکنه که در واقع کوچ نشین باشه. این پسر تعدادی گوسفند داره و سعی میکنه امورات زندگیش رو با این گوسفند ها سپری کنه. یک شب به یک کلیسای متروکه و خرابه میرسه و شب رو در اونجا سپری میکنه. بعضی شبها خواب های عجیبی میبینه که معنی اونها رو درک نمیکنه. در خواب میبینه که بچه ای دستش رو گرفته و به سمت اهرام مصر میبره، در حالی که پسر هیچ وقت اهرام مصر رو ندیده. این خواب چندین بار به شکل های مختلف تکرار میشه و پسر متوجه تکرار این خواب ها میشه. پسر چوپان در ابتدا هیچ هدف خاصی در زندگی نداره اما این خواب ها پسر رو کنجکاو میکنه که معنی شون رو بفهمه. پسر پیش یک فالگیر میره و سعی میکنه راز این داستان رو متوجه بشه. فالگیر به پسر میگه که در مصر گنجی وجود داره که پسر باید بره و گنج رو پیدا کنه. اول پسر حرف های فالگیر رو جدی نمیگیره اما بعد با یک پیرمرد مواجه میشه که از گنج ها دوباره صحبت میکنه، پسر احساس میکنه که باید این نشانه ها رو دنیال کنه و به صحبت های پیرمرد گوش بده. پیرمرد پسر رو متقاعد میکنه که اگر واقعاً میخواد گنج ها رو پیدا کنه، باید به مصر سفر کنه تا به حقیقت ماجرا پی ببره. پسر گوسفند هاش رو میفروشه تا هزینه های سفرش رو فراهم کنه اما در راه سفر به مصر یک دزد ماهر پول های پسر رو میدزده. پسر که از همه جا نا امید میشه، در حوالی شهر جدید یک کار پیدا میکنه و یک سالی رو پول جمع میکنه تا دوباره گوسفند هاش رو بخره و به زندگی عادی خودش برگرده؛ اما وقتی پول خوبی به دست آورد دوباره وسوسه میشه که به دنبال گنج راهش رو به مصر ادامه بده. با یک کاروان همراه میشه اما در راه اتفاقات مختلفی براش میوفته. با یک مرد انگلیسی آشنا میشه که به دنبال فرمول های کیمیاگری میگرده و به یک شهر کویری میرسه؛ در اونجا دختری رو میبینه و عاشقش میشه ولی بعد از اون با شخص دیگری آشنا میشه که ادعا میکنه کیمیاگر هستش. دیدن این نشانه ها و افراد پشت سر هم باعث میشه که علارقم این که عاشق دختر کویر نشین شده، به راهش دنبال گنج ادامه بده.
خب بهتره بقیه اش رو خودتون بخونید. اگر بخوام همه داستان رو تعریف کنم، ممکنه دیگه مطالعه این کتاب برای شما جذابیت نداشته باشه.

کتاب کیمیاگر اثر پائولو کوئیلو

تأثیرگذار ترین جملات کتاب کیمیاگر

بعضی از جملات این کتاب را نمیتوان بدون خواندن کل کتاب درک کرد، با این حال سعی کردم که تعدادی از بهترین جملات آن را برای شما بازگو کنم :

  1. رویا به زبان جهان است.
  2. اگر چیزی را واقعاً بخواهی، به دلیل این است که این اشتیاق از روح جهان سرچشمه گرفته است. مأموریتت روی زمین است.
  3. همه چیز ها یکی هستند؛ وقتی چیزی را بخواهی، تمام کیهان دست به یکی میکنند و کمک میکنند به آن برسی.
  4. مردم در اوایل زندگی شان یاد میگیرند که دلیل بودنشان در دنیا چیست. شاید به همین خاطر است که به همان زودی هم آن را رها میکنند. اما داستان همین است.
  5. اگر با دادن قول چیزی که هنوز نداری شروع کنی، اشتیاق پیش رفتن برای به دست آوردن آن را از دست میدهی.
  6. هر چیزی در زندگی بهایی دارد.
  7. وقتی هر روز زندگی یکی میشود، علتش این است که مردم متوجه اتفاق های خوبی که هر روز که خورشید سر میزند در زندگی شان می افتند نمیشوند.
  8. پسر به آزادی باد حسادت کرد و دید او هم میتواند همینطور آزاد باشد. هیچ چیز جز خودش مانع او نبود. دختر تاجر و مزارع آندلس، تنها مراحلی در مسیر رسیدن به سرنوشت او بودند. (منظور از این بخش این است که باید رها کردن را یاد گرفت تا به مرحله بعدی سرنوشت رسید)
  9. برای پیدا کردن گنج باید نشانه ها را دنبال کنم. خداوند برای همه مسیری آماده کرده است که دنبال کند. تنها باید نشانه هایی را که برایت به جا گذاشته بخوانی.
  10. یادت نرود که آن چیزی که با آن روبرو می شویم تنها یک چیز است و هیچ چیز دیگری نیست و زبان نشانه ها را فراموش نکن و از همه مهم تر یادت نرود سرنوشت را تا آخرش دنبال کنی.
  11. راز شادی این است که تمام چیز های حیرت انگیز دنیا را ببینی، اما هرگز قطره های روغن درون قاشق را فراموش نکنی. (منظور این است که از سفر کردن لذت ببری و در لحظه حال زندگی کنی و حواست به همه چیز و همه جا باشد.)
  12. پسر میدانست که پول جادو میکند. کسی که پول دارد هرگز تنها نیست.
  13. چیزی که هنوز نداری نبخش.
  14. وقتی که واقعاً چیزی را بخواهی، جهان همیشه به نفع تو دست به یکی میکند تا تو به خواسته ات برسی. (این جمله چندین بار تکرار شده و حقیقت دارد)
  15. من مثل بقیه هستم، دنیا را همانطوری میبینم که دوست دارم اتفاق بیوفتد، نه آن چیزی که واقعاً اتفاق می افتد.
  16. یاد بگیر نشانه ها را بشناسی و آنها را دنبال کنی.
  17. پسر یاد گرفته بود چیز های خاصی هستند که نباید راجع به آنها سوأل کند، همان طور که نباید از سرنوشت خود فرار کند. به خودش گفت ((قول دادم خودم تصمیم بگیرم))
  18. پسر متوجه شد که باید بین اینکه قربانی فقیر یک دزد باشد یا ماجراجویی در جستجوی گنجش باشد، یکی را انتخاب کند. به خودش گفت ((من ماجراجویی در جستجوی گنج هستم))
  19. پسر با خودش فکر کرد باید زبانی باشد که به کلمات وابسته نیست و قبلاً هم این تجربه را با گوسفندانم داشتم و حالا دارد با آدم ها اتفاق می افتد. داشت چیز های جدید زیادی یاد میگرفت. بعضی از آنها چیز هایی بودند که قبلاً تجربه کرده بود و واقعاً جدید نبودند، اما قبلاً هرگز متوجه آنها نشده بود. به این دلیل متوجه آنها نشده بود که به آنها عادت کرده بود. متوجه شد : اگر بتوانم این زبان بدون کلام را یاد بگیرم، میتوانم جهان را درک کنم.
  20. چرا باز هم از زندگی چیز های بیشتری میخواهی ؟ چون باید به نشانه ها پاسخ دهم.
  21. این اصل مطلوب بودن است، همان شانس مبتدی. چون زندگی میخواهد سرنوشت را محقق کنی.
  22. وقتی شانس با ما همراه است، باید از آن استفاده کنیم و همان قدر که به ما کمک میکند، ما هم به آن کمک کنیم. به این میگویند اصل مطلوب بودن یا شانس مبتدی.
  23. زیبایی اغوا کننده بزرگ انسان هاست.
  24. هر برکتی که نادیده گرفته شود، به لعنت تبدیل میشود.
  25. گاهی راهی برای کنترل جریان رودخانه نیست.
  26. مردان و زنانی که عطش چیز های جدید داشتند به دنبال مغازه ی او می گشتند.
  27. وقتی چیزی را میخواهی، کل کیهان دست به یکی میکنند تا کمکت کنند به آن برسی.
  28. همه چیز در زندگی نشانه است. زبان جهانی هست که همه آن را میفهمند، اما فراموشش کرده اند.
  29. اگر مردم بتوانند آنچه را که نیاز دارند و میخواهند به دست آورند، لازم نیست از ناشناخته بترسند. ما از دست دادن آنچه که داریم، چه زندگی مان باشد، چه دارایی ها و یا اموال مان میترسیم. اما وقتی درک کنیم که داستان زندگی ما و تاریخ جهان را یک نفر نوشته است، دیگر نیازی به ترس نیست.
  30. این اصل است که بر همه چیز حاکم است و در کیمیاگری به آن روح جهان می گویند. وقتی چیزی را از اعماق قلبت بخواهی، بیش از همیشه به روح جهان نزدیک هستی. این احساس همیشه نیرویی مثبت است.
  31. همه چیز بر روی زمین مدام در حال تحول است، زیرا زمین روح دارد و ما بخشی از این روح هستیم.
  32. همه چیز تنها ظهور یک چیز است.
  33. تنها افرادی که استقامت دارند و مایلند مطالب را عمیقاً مطالعه کنند، میتوانند به اکسیر اعظم دست پیدا کنند.
  34. هر کس به روش خودش یاد میگیرد. روش او مثل من نیست و روش من مثل او نیست. اما هر دوی ما به دنبال سرنوشت خود هستیم و به این دلیل به او احترام میگذارم.
  35. در گذشته یا آینده زندگی نمیکنم. اگر همیشه بتوانی بر زمان حال تمرکز کنی، همیشه شاد خواهی بود. می بینی که زندگی در صحرا وجود دارد، که ستاره ها در آسمان هستند و قبیله ها به این دلیل می جنگند که از نژاد انسان هستند. در این صورت، زندگی برایت به جشن تبدیل می شود، به عیدی بزرگ، زیرا زندگی همان لحظه ای است که در آن زندگی می کنیم.
  36. در مسیر رؤیایش، پایداری و شجاعت مدام آزمایش میشد. بنابراین، نمیتوانست شتابزده یا بی تاب باشد. اگر شتابزده به جلو حرکت می کرد، نمی توانست علائم و نشانه های خدا را در مسیر خود ببیند.
  37. به هر چیزی که نگاه می کردی، می توانستی رابطه ای با تجزیه ی آن شخص در آن لحظه پیدا کنی. در واقع مسئله این نبود که آن چیز ها به خودی خود چیزی را آشکار می کردند؛ مسئله این بود که افراد با نگاه کردن به آنچه که در اطراف شان اتفاق می افتاد می توانستند راهی برای نفوذ به روح جهان پیدا کنند.
  38. الله از قبل آینده را نوشته بود و آنچه که نوشته بود همیشه به نفع بشر بود. بنابراین مردان قبیله تنها در زمان حال زندگی میکردند، زیرا زمان حال پر از غافلگیری بود و آنها باید به چند چیز دقت میکردند.
  39. وقتی شحصی واقعاً چیزی را میخواهد، کل جهان دست به یکی میکنند تا به او کمک کند رؤیایش را محقق کند.
  40. آنچه وارد دهان انسان میشود، شر نیست، بلکه آنچه از آن بیرون می آید شر است.
  41. یادت باشد قلبت هر جا باشد، گتنجت هم همان جاست. باید گنجت را پیدا کنی، تا تمام آنچه که در طول مسیر تجربه کرده ای معنایی داشته باشد.
  42. زندگی در بیابان به من نشان بده، تنها کسانی که میتوانند نشانه های زندگی را ببینند، می توانند گنج پیدا کنند.
  43. نمی دانم چگونه زندگی را در کویر پیدا کنم. می دانم که زندگی در اینجا وجود دارد، اما نمیدانم کجا را بگردم.
  44. زندگی زندگی را جذب میکند.
  45. در اینجا زندگی هست. من زبان صحرا را نمیشناسم، اما اسبم زبان زندگی را می شناسد.
  46. کسی آدم را دوست دارد فقط به خاطر اینکه او را دوست دارد. دوست داشتن دلیلی ندارد.
  47. تنها یک راه برای یاد گرفتن وجود دارد و آن از طریق عمل کردن است.
  48. لوح زمرد پیام مستقیمی از روح جهان است. حاکمان درک کرده بودند که این جهان طبیعی تنها تصویر و نسخه ای تقلیدی از بهشت است.
  49. به قلبت گوش کن. قلبت همه چیز را می داند. چون قلبت از جنس روح جهان است و یک روز به آنجا بر میگردد.
  50. چون قلبت هر جا باشد، گنجت هم همان جاست.
  51. به قلبت بگو ترس از رنج بدتر است و قلبی که به دنبال رؤیاهایش باشد هرگر رنج نکشیده است، چون هر لحظه از این جستجو لحظه ی ملاقات با خدا و ابدیت است.
  52. اگر شجاعت امتحان کردن کارهایی را که دستیابی به آنها برای یک چوپان غیر ممکن بود نداشتم، هرگز آنها را تجربه نمیکردم.
  53. همه انسان هایی که شاد هستند، خدا را درون خود دیده اند.
  54. همه بر روی زمین گنجی دارند که منتظر آنهاست.
  55. بیشتر مردم، دنیا را جای تهدید کننده ای میدانند و به این دلیل دنیا هم در واقع به مکانی تهدید کننده تبدیل می شود.
  56. همچنان به نشانه ها دقت کن، قلبت هنوز میتواند نشانت بدهد که گنج کجاست.
  57. هر جستجویی با شانس مبتدی آغاز می شود و هر جستجویی با آزمایش سخت فرد پیروز به پایان می رسد.
  58. تاریک ترین ساعت شب قبل از سحر است.
  59. وقتی گنج های بزرگی همراه خودت داری و سعی میکنی به دیگران راجع به آنها بگویی، به ندرت حرفت را باور میکنند.
  60. شجاعتش برای رها کردن.
  61. چشم ها قدرت روح را نشان میدهند.
  62. خودت کیمیاگری را بلدی؛ هدف از کیمیاگری نفوذ در روح جهان است.
  63. وقتی چیزی تکامل پیدا می کند، همه چیز در کنار آن هم تکامل پیدا میکنند.
  64. هر کسی در سرنوشت هر چیز دیگری دخالت کند، سرنوشت خود را هم کشف نخواهد کرد.
  65. صحرا در گذشته دریا بوده است.
  66. اگر کسی سرنوشت را محقق کند، تمام آنچه را که نیاز داشته باشد می داند. تنها چیزی مه دستیابی به رؤیا را غیر ممکن میکند، ترس از شکست است.
  67. معمولاً تهدید مرگ افراد را نسبت به زندگی شان خیلی آگاه تر می کند.
  68. جهان تنها جنبه ی آشکار وجود خداوند است و کار کیمیاگری این است که بین تکامل معنوی و سطح مادی ارتباط برقرار کند.
  69. وقتی تلاش میکنیم از آنچه که هستیم بهتر شویم، همه چیز در اطراف ما بهتر میشود.
  70. زمانی که عشق می ورزیم همیشه تلاش می کنیم از آنچه که هستیم بهتر شویم.
  71. پسر به روح جهان دسترسی پیدا کرد و دید که روح جهان بخشی از روح خداست و دید که روح خدا روح خودش است و دید که خودش می تواند معجزه کند.
  72. کیمیاگر گفت هر فردی که بر روی زمین زندگی میکند، مهم نیست چه کاری انجام میدهد؛ اما نقشی کلیدی در تاریخ جهان بر عهده دارد.
  73. پول اغلب میتواند زندگی انسان را نجات دهد.

کیمیاگر را از کجا تهیه کنیم ؟

قطعاً اولین جایی که به ذهنتون میرسه کتابخونه هستش اما اگر اهل خرید اینترنتی باشید، میتونید از سایت دیجی کالا با تخفیف ویژه این کتاب با ارزش رو تهیه کنید. چون دیجی کالا تخفیف های عالی روی کتاب هاش میزاره. سایت کتابچی هم هست که اونم کالکشن کاملی از کتاب ها رو در اختیار شما قرار میده.

سخن پایانی

کتاب کیمیاگر واقعاً ارزش چندین بار خوندن رو داره. وقتی احساس میکنید به بن بست رسیدین و راهی براتون نمونده، یک بار دیگه این کتاب رو بخونید و با خودتون فکر کنید در طول روز چه نشانه هایی رو دیدین که بهش توجه نکردین ؟ چون جهان هستی هر روز برای ما یک نشانه و ندا داره که میتونیم ازشون کمک بگیریم.
یک ماژیک هایلایت بردارید و روی مهم ترین جملاتش خط بکشید و هر چند روز یک بار با خودتون مرور کنید. مطمئن باشید که کم کم نشانه ها خودشون رو به شما نشون میدن.

پاسخی بنویسید

ارتباط با من در واتس اپ
ارسال به واتس اپ